محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5256

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« موسى بن يحيى نو و كهنهء خويش را « همى بخشيد « موسى همانوقت كه در گهواره بود « به اوج بزرگوارى رسيد « من مدح خويش را از منثور و منظوم خاص وى كردم « اين عادت نيكو را « از برمكيان دارد « كه همه شعر از كوتاه و بلند « خاص ايشان شده است . » در اين سال رشيد غطريف بن عطاء را از خراسان برداشت و حمزة بن مالك بن - هيثم خزاعى را به جاى وى نهاد ، حمزه لقب عروس داشت . و هم در اين سال رشيد ، جعفر بن يحيى برمكى را ولايتدار مصر كرد و او عمر ابن مهران را بر آنجا گماشت . سخن از اينكه چرا رشيد جعفر را ولايت مصر داد و چرا جعفر ، عمر را بر آنجا گماشت ؟ احمد بن محمد گويد : رشيد خبر يافت كه موسى بن عيسى كه عامل مصر بود آهنگ خلع دارد . گفت : « به خدا سفيه ترين كسى را كه بر در من هست به جاى او مىنهم ، يكى را براى من در نظر گيريد . » گويد : عمر بن مهران را براى وى ياد كردند كه در آن وقت دبير خيزران بود و براى ديگرى دبيرى نكرده بود . عمر مردى لوچ بود ( 253 و كريه المنظر و بد لباس ، عبايش از همه لباسش گرانقدرتر بود كه سى درم مىارزيد ، لباس خود را بالا مىزد