محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5241

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس فضل بن يحيى را با پنجاه هزار كس سوى او فرستاد . سرداران بزرگ و عاملان ولايت جبال و رى و گرگان و طبرستان و قومس و دنباوند و رويان نيز با وى بودند و مالها با وى برده بودند . ولايتها را به سرداران خويش داد ، مثنى بن حجاج بن - قتيبه را ولايتدار گرگان كرد و بگفت تا پانصد هزار درم به دو دهند . در نهر بين اردو زد و شاعران ستايش وى گفتند كه عطيه شان داد و بسيار داد ، كسان با شعر به دو توسل جستند و مال بسيار ميانشان پخش كرد . گويد : وقتى فضل بن يحيى حركت مىكرد منصور بن زياد را به در امير مؤمنان نايب خويش كرد كه نامه هاى وى به دست منصور مىرسيد و جواب آن پيش وى فرستاده مىشد ، كه به منصور و پسرش اعتماد داشتند از آن رو كه با برمكيان صحبت قديم داشته بود و حرمتشان مىكرده بود . گويد : عاقبت فضل از اردوگاه خويش روان شد و نامه هاى رشيد با خبر و تحفه و جايزه و خلعتها پياپى به دو مىرسيد . فضل نيز به يحيى نامه مىنوشت و ملايمت مىكرد و استمالت مىكرد و قسم مىداد و بيم مىداد و مشورت مىداد و اميد مىداد . گويد : فضل در طالقان رى و دستبى فرود آمد در محلى به نام اشب كه بسيار سرد بود و پر برف . ( 243 گويد : فضل در آنجا بماند و نامه هاى وى پيوسته به يحيى مىرسيد ، به فرمانرواى ديلم نيز نامه نوشت و هزار هزار درم براى او معين كرد كه كمك كند تا يحيى به نزد وى آيد و مال را براى فرمانرواى ديلم ببردند . يحيى پذيرفت كه صلح كند و همراه فضل برود به شرط آنكه رشيد به خط خويش از روى نسخه اى كه يحيى به نزد او مىفرستد امانى براى وى بنويسد . گويد : فضل اين را براى رشيد نوشت كه وى را خرسند كرد و منزلت فضل به نزد وى بالا رفت و امانى براى يحيى بن عبد الله نوشت و فقيهان و قاضيان و بيشتر