محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5242

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بنى هاشم و مشايخشان از جمله عبد الصمد بن على و عباس بن محمد و محمد بن ابراهيم و موسى بن عيسى و امثالشان شاهد آن شدند . اماننامه را با جايزه ها و بخششها و هديه ها فرستاد كه فضل آن را بنزد يحيى فرستاد . يحيى بنزد وى آمد كه او را به بغداد آورد و رشيد وى را به وضعى دلخواه پذيرفت و بگفت تا مال بسيار به دو دادند و مقرريهاى خوب معين كرد و از آن پس كه چند روز در خانه يحيى بن خالد ببود به خانه اى مجلل فرود آورد . گويد : و چنان بود كه رشيد كار يحيى را به خويشتن عهده مىكرد و آن را به ديگرى وا نمىگذاشت ، از آن پس كه از خانهء يحيى بن خالد جا به جا شد بگفت تا كسان به نزد وى روند و او را سلام گويند . گويد : رشيد در كار گرامى داشتن فضل مبالغه كرد ، مروان بن ابى حفصه در اين باب شعرى دارد به اين مضمون : « ظفر يافتى ، دست برمكى نيرومند باد « كه با آن دريدگى ما بين هاشميان را « رفو كردى « در صورتى كه رفو گران از التيام آن « وا مانده بودند « و دست بداشته بودند و گفته بودند « كه التيامپذير نيست « اما تو در عرصهء بزرگى توفيقى يافتى « كه پيوسته ياد آن به موسمها مىرود « و هر وقت تيرهاى نصيب را به هم پيوندند « تير ملك همچنان قرين توفيق است . » گويد : ابو ثمامهء خطيب نيز شعرى را كه خود گفته بود براى من خواند به اين