محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5228
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىريختند و غنيمت را مىخوردند و آن را خاص مىكردند نجاتشان داد ، اين نعمت را كه خدايتان داده به ياد داشته باشيد و حذر كنيد از اينكه تغيير آريد و خدايتان تغيير آرد . خداى عز و جل خليفهء خويش ، موسى هادى ، را خاص خويش كرد و سوى خويش برد و از پى وى رشيد پسنديده ، امير مؤمنان ، را خلافت داد كه با شما رؤف و رحيم است كه از نيكو كارتان مىپذيرد و نسبت به بدكارتان عطوف است و بخشنده . و او كه خدايش نعمت دهد و كار امت را كه به دو سپرده و خلافت اولياء و مطيعان خويش را كه به دو داده برايش محفوظ دارد ، از خويشتن وعده تان مىدهد كه رأفت كند و رحيم باشد و عطيه ها را ميان شما مطابق استحقاق تقسيم كند و از غنيمتى كه خدا به خليفگان داده و در بيت المالها هست معادل مقررى چندين و چندان ماه به شما بدهد ، و آن را از عطاهاى آينده تان كسر نكند و باقى را براى دفاع از حريمتان و حادثاتى كه شايد از جانب عصيانگران بيدين در نواحى و اقطار رخ دهد به بيت المالها برد ، تا اموال به مقدار و كثرت به حدى رسد كه بوده است . پس خداى را حمد كنيد كه راى امير مؤمنان را چنين كرده و وجود وى را به شما تفضل كرده و شكرى نو كنيد كه موجب مزيد احسان وى شود . خداى امير مؤمنان را به اطاعت خويش مؤيد بدارد از خداى بخواهيد كه وى را بقا دهد و نعمت خويش را بر شما مداوم بدارد ، شايد قرين رحمت شويد . قسمهاى خويش را تجديد كنيد و بر خيزيد و بيعت كنيد ، خدايتان رعايت كند به وسيلهء شما و به دست شما اصلاح آرد و شما را دوستدار بندگان شايستهء خويش بدارد . » ( 232 محمد بن هشام مخزومى گويد : وقتى موسى در گذشت ، يحيى بن خالد بنزد رشيد رفت كه بى جامهء زير ، زير روپوشى خفته بود و گفت : « اى امير مؤمنان بر خيز . » رشيد به دو گفت : « به سبب دلبستگىاى كه به خليفه شدن من دارى ، چقدر مرا هراس مىدهى ! تو كه مىدانى وضع من به نزد اين مرد چگونه است اگر اين