محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5218
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« از اينكه مىنالم ملامتم مكن « سرور من بلندپروازى مىكند « چه بليه اى خواهم داشت « اگر آنچه در ميان ما هست بريده شده باشد « حقا كه موسى با فضيلت خويش « همه فضيلتها را فراهم آورده است . » گويد : پس نظر كرد ، شترى پيش روى او بود ، گفت : « اين را درهم و دينار بار كنيد و پيش وى ببريد . » گويد : پس شتر را با بار پيش من آوردند . ابو زهير گويد : اين دأب به نزد هادى از همه عزيزتر بود . روزى فضل بن ربيع برون شد و گفت : « امير مؤمنان دستور مىدهد : هر كه بر در او است برود ، اما تو اى ابن دأب وارد شو . » ابن دأب گويد : به نزد هادى وارد شدم كه بر بستر خويش افتاده بود و ديدگانش از بىخوابى و نوشيدن شبانه سرخ بود ، به من گفت : « دربارهء شراب با من سخن كن . » گفتم : « بله ، ( 224 اى امير مؤمنان ، كسانى از كنانه برون شدند كه از شام شراب بيارند ، برادر يكيشان بمرد ، به نزد قبر وى به نوشيدن نشستند . يكيشان شعرى گفت به اين مضمون : « هيچ جانى را از شرابش باز مدار « شرابش بنوشان اگر چه به گور رفته باشد « اعضا و ارواح و صدى [ 1 ] را
--> [ 1 ] صدى از نظر فرهنگ قديم عرب جان انسانى است در حالت خاص و حالت ديگر آن هامه است كه به معنى سرنيزه ست . ( م )