محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5177
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پر شد كه چيزى نمىديد ، به زانو در آمد ، با شمشير از خويش دفاع مىكرد اما جايى را نمىديد ، ادريس از پشت به طرف وى رفت و ضربتى بزد كه از پاى بيفتاد و با شمشيرهاى خويش بزدند تا او را كشتند و يارانشان به دو زره وى تاختند و آن را در آوردند ، شمشير و گرزش را نيز گرفتند و او را ببردند ، آنگاه بگفتند تا او را به طرف سنگفرش كشيدند . پس از آن به ياران وى حمله بردند كه هزيمت شدند . عبد الله بن محمد گويد : اين همه را با چشم خودم ديدم . گويد : خالد ضربتى به يحيى بن عبد الله زد و كلاه وى را دريد ، ضربت وى به دست يحيى رسيد و اثر كرد ، يحيى ضربتى به چهرهء او زد يكى نابينا از مردم جزيره از پشت سر بيامد و ضربتى به دو پاى وى زد ، سپس با شمشيرهايشان بزدند و او را بكشتند . عبد الله بن محمد گويد : وقتى حسين بن جعفر بر خر خويش وارد مسجد شد سياهپوشان نيز وارد شدند ، اما سفيد پوشان حمله بردند و بيرونشان كردند . حسين بانگشان زد كه با پير ملايمت كنيد ، منظورش حسين بن جعفر بود . گويد : بيت المال غارت شد . ده و چند هزار دينار در آن به دست آمد كه از مقرريها فزون آمده بود به قولى هفتاد هزار دينار بود كه عبد الله بن مالك فرستاده بود كه به كمك آن از مردم خزاعه سپاهى مزدور بگيرند . گويد : كسان پراكنده شدند و مردم مدينه درها را بر روى خويش ببستند . گويد : و چون روز بعد شد ، علويان فراهم آمدند شيعيان بنى عباس نيز فراهم آمدند و ما بين هشتى خانه فضل و خانه عثمان روى سنگفرش با آنها نبرد كردند . ( 195 سياهپوشان به سفيدپوشان حمله مىبردند و آنها را تا هشتى خانه فضل مىرسانيدند . آنگاه سفيد پوشان بر آنها حمله مىبردند و تا خانه عثمان پسشان مىراندند زخمى ميان دو گروه بسيار شد تا نيمروز نبرد كردند ، آنگاه از هم جدا شدند . آخر روز دوم كه روز شنبه بود خبر آمد كه مبارك ترك به نزد بئر المطلب فرود آمده ، مردم جان گرفتند و سوى وى رفتند