محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4617
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از جمله عبد الله بن محمد و داود و عيسى و صالح و اسماعيل و عبد الله و عبد الصمد ، همگان پسر على ، و يحيى بن محمد و عيسى بن موسى و عبد الوهاب و محمد ، هردوان پسر ابراهيم ، و موسى بن داود و يحيى بن جعفر بن تمام ، سوى كوفه روان شد . در ماه صفر آنجا رسيدند كه ابو سلمه آنها را در محلهء بنى داود در خانهء وليد بن سعد ، وابستهء بنى هاشم ، جاى داد و تا حدود چهل روز كارشان را از همه سرداران و شيعيان مكتوم داشت و چنان كه گفتهاند وقتى خبر مرگ ابراهيم بن محمد به دو رسيد مىخواست كار را به خاندان ابو طالب انتقال دهد . ابو السرى گويد : امام با كسانى از مردم خاندان خويش به كوفه آمد و آنجا نهان شدند . ابو الجهم به ابو سلمه گفت : « امام چه كرد ؟ » گفت : « هنوز نيامده . » و چون ابو الجهم در كار پرسش اصرار ورزيد گفت : « پرسش بسيار مىكنى ، اكنون وقت قيام وى نيست . » گويد : چنين بود تا وقتى كه ابو حميد ، خادم ابو العباس را به نام سابق خوارزمى بديد و دربارهء يارانش از او پرسيد كه به دو گفت : « آنها در كوفهاند اما ابو سلمه مىگويد نهان بمانند . » پس او را به نزد ابو الجهم برد كه خبر آنها را با وى گفت . ابو الجهم ، ابو حميد را همراه سابق فرستاد كه محل آنها را در كوفه بدانست آنگاه بازگشت و بيامد . ابراهيم بن سلمه كه با آنها بوده بود نيز با وى بيامد و ابو الجهم را از منزلشان و اينكه امام در محلهء بنى اود جاى دارد خبر داد و گفت كه وقتى به كوفه آمدند امام كس پيش ابو سلمه فرستاده و صد دينار از او خواست كه نداد . گويد : پس ابو الجهم و ابو حميد و ابراهيم سوى موسى بن كعب رفتند و حكايت را با وى بگفتند و دويست دينار براى امام فرستادند . آنگاه ابو الجهم پيش ابو سلمه رفت و دربارهء امام از او پرسيد كه گفت : « اينك وقت قيام او نيست ، زيرا هنوز واسط گشوده نشده . » گويد : ابو الجهم پيش موسى بن كعب رفت و به دو خبر داد و متفق شدند كه امام