محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5017

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اطاقى را با گل مىاندودند كه خوابگاه روز شاه آنجا بود ، دسته هاى بلند و انبوه نى را مىآوردند و در اطاق رديف مىكردند و پاره هاى بزرگ برف مىآوردند و ما بين دسته هاى نى مىنهادند . بنى اميه نيز چنين مىكردند ، نخستين كس كه پارچهء كنف مرطوب به كار برد منصور بود . بعضىها گفته‌اند كه براى منصور در آغاز خلافت سقف گلاندود آماده مىكردند ، ابو ايوب خوزى پارچه هاى ضخيم گرفت كه تر مىكردند و بر سه پايه اى [ 1 ] مىنهادند كه از آن خنك مىشد و آن را خويش داشت و گفت : « پندارم اگر اين پارچه ها ضخيمتر باشد آب بيشتر مىگيرد و خنكتر مىشود . » پس پارچهء كنفى براى او آماده كردند كه بر قبه اى نصب مىشد . خليفگان پس از وى بافته هاى برگ خرما به كار بردند و كسان نيز به كار مىبردند . على بن محمد به نقل از پدرش گويد : يكى از راونديان كه ابلق نام داشت و پيس بود سخنان غلو آميز گفت و راونديان را بدان خواند و پنداشت كه روحى كه در عيسى بن مريم بود در على بن ابى طالب جاى گرفت ، پس از آن در امامان ، يكى پس از ديگرى تا ابراهيم بن محمد و آنها خدايانند . اينان حرامها را حلال شمردند و چنان بود كه يكيشان جمعى از آنها را به خانه خويش مىخواند و غذا مىخورانيد و شراب مىنوشانيد و به زن خويش مىكشيد . گويد : خبر به اسد الله بن عبد الله رسيد كه آنها را بكشت و بياويخت و اين اعمال تا كنون ميان آنها هست . گويد : اينان ابو جعفر منصور را پرستيدند ، بالاى قصر خضرا رفتند و خويشتن را بيفكندند ، گويى پرواز مىكنند . جمعشان با سلاح ميان مردم آمدند و به ابو جعفر بانگ مىزدند : تويى ، تويى . گويد : از يكى از مشايخ ما آورده‌اند كه وى جمعى از راونديان را ديده بود

--> [ 1 ] كلمهء متن : سبايك ، معرب سه پايه .