محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4999
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آرامششان مىپرداخت و چون نماز پسينگاه مىكرد براى مردم خاندان خويش مىنشست مگر كسى كه مىخواست شبانگاه با وى به صحبت نشيند . وقتى كه نماز عشا مىكرد در نامه ها كه از مرزها و نواحى و آفاق رسيده بود نظر مىكرد و در بارهء هر كدام كه مىخواست با نديمان خويش مشورت مىكرد و چون يك سوم شب سپرى مىشد سوى بستر خويش مىرفت و نديمان وى مىرفتند و چون ثلث دوم سپرى مىشد از بستر بر مىخاست و وضو مىكرد و تا طلوع صبحدم در محراب خويش مىايستاد . آنگاه برون مىشد و با كسان نماز مىكرد آنگاه مىآمد و در ايوان خويش مىنشست . عبد الله بن ربيع گويد : ابو جعفر بن اسماعيل بن عبد الله گفت : « مردمان را براى من وصف كن . » گفت : « مردم حجاز ديباچهء اسلامند و باقيمانده عرب . مردم عراق ركن اسلامند و مدافعان دين . مردم شام قلعهء امتند و نيزه هاى امامان . مردم خراسان سواران عرصهء نبردند و مردان نمونه . تركان حاصل سنگستانند و فرزندان جنگ . مردم هند حكيمانند كه به ولايت خويش غنا يافتهاند و از ولايتهاى مجاور بدان اكتفا كردهاند . روميان اهل كتاب و دينند و خدايشان از نزديك به دور رانده . نبطيان ملك قديم داشتهاند و هر قومى را بندهاند . » گفت : « كداميك از زمامداران بهترند ؟ » گفت : « آنكه عطيه دهد و از بدى دور ماند . » گفت : « كدامشان بدترند ؟ » گفت : « آنكه با خشونت و عقوبت رعيت را بيشتر به زحمت اندازد و بيشتر رنج دهد . » گفت : « اطاعت از روى ترس به حاجت ملك رساتر است يا اطاعت از روى محبت ؟ »