محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4967

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آوردند و مىخواستند با وى نبرد كنند ، گفتند : « بازارهاى ما را به تعطيل مىدهى و منابع معاش ما را از ميان مىبرى . » منصور مىخواست با آنها نبرد كند و يكى را پيش راهبى فرستاد كه آنجا در صومعه بود و به دو گفت : « آيا در بارهء كسى كه در اينجا شهرى مىسازد چيزى مىدانى ؟ » گفت : « خبر يافته‌ام كه يكى به نام مقلاص ، آن را مىسازد . » منصور گفت : « به خدا من همان مقلاصم . » محمد بن عمر گويد : در اين سال صاعقه اى در مسجد الحرام افتاد و پنج كس را بكشت . در اين سال ابو ايوب موريانى و برادرش خالد هلاك شدند . و منصور ، موسى ابن دينار حاجب ابو العباس طوسى را بگفت تا دست و پاى برادرزادگان ابو ايوب را قطع كند و گردنهاشان را بزند و اين را به مهدى نوشت كه موسى چنان كرد و آنچه را دستور داده بود در بارهء آنها روان كرد . در اين سال عبد الملك بن ظبيان نميرى ولايتدار بصره شد . در اين سال زفر بن عاصم هلالى به غزاى تابستانى رفت و تا فرات رسيد . در اين سال محمد بن ابراهيم عباسى سالار حج شد . وى از جانب ابو جعفر عامل مكه و طايف بود . عامل مدينه حسن بن زيد بود . عامل كوفه محمد بن سليمان بود . عامل بصره عبد الملك بن ايوب بن ظبيان بود . قضاى آنجا با سوار بن عبد الله بود . عامل سند هشام بن عمرو بود . عامل افريقيه يزيد بن حاتم بود . عامل مصر محمد ابن سعيد بود . پس از آن سال صد و پنجاه و پنجم در آمد .