محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4968
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و پنجاه و پنجم بود از جمله اين بود كه يزيد بن حاتم افريقيه را گشود و ابو عاد ، ابو حاتم و كسانى را كه با آنها بودند بكشت كه ولايت مغرب به استقامت آمد و يزيد بن حاتم وارد قيروان شد . در اين سال منصور پسر خويش مهدى را براى بنيان شهر رافقه فرستاد كه آنجا رفت و شهر را به ترتيب بناى بغداد از در و فاصله ها و عرصه ها و خيابانها بنيان كرد و بر آن حصار و خندق نهاد آنگاه به شهر خويش بازگشت . در اين سال ، چنان كه محمد بن عمر گويد ابو جعفر براى كوفه و بصره خندق نهاد و حصارى براى آن پديد آورد و مخارج حصار و خندق را از اموال مردم آنجا كرد . در اين سال منصور ، عبد الملك بن ايوب بن ظبيان را از بصره معزول كرد و هيثم بن معاويه عتكى را عامل آنجا كرد و سعيد بن دعلج را به دو پيوست و به دو دستور داد كه با صرف اموال مردم شهر ديوارى به دور آن بسازد و بيرون ديوار خندقى بسازد . گويند كه وقتى منصور مىخواست دستور دهد حصار كوفه را بسازند و خندق را بكنند گفت تا به هر يك از مردم كوفه پنج درم بدهند كه مىخواست بدين - وسيله شمارشان را بداند و چون شمارشان را بدانست بگفت تا از هر كدام چهل درم بگيرند كه گرفتند . آنگاه بگفت تا آن را بر حصار كوفه و كندن خندق آن خرج كنند و شاعرى از مردم كوفه چنين گفت : « اى واى قوم من ! « كه از امير مؤمنان چه كشيديم