محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4935
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« كارها را به منتخبان ايشان واگذاريم به صبورى وامىداشتيم ، تحمل « ذلت مىكرديم و مورد ستم بوديم كه به دفع ستم و منع ناحق و اعطاى « حق و انكار منكر قدرت نداشتم ، تا آنچه مقرر بود به سر رفت و مدت « كار به پايان رسيد و خداى اجازه داد كه دشمنش به هلاكت رسد و « خاندان پيمبر خويش را صلى الله عليه و سلم مشمول رحمت كرد و از « سرزمينهاى جدا جدا و اقوام مختلف با هدفهاى مؤتلف انصارى براى « آنها برانگيخت كه انتقامشان را بگيرند و با دشمنشان پيكار كنند و به « محبتشان دعوت كنند و دولتشان را يارى كنند و آنها را بر اطاعت ما متفق « كرد و دلهاشان را به دوستى ما و نصرتمان ، مؤتلف كرد و به يارى ما « قوت داد ، در صورتى كه كسى از آنها را نديده بوديم و همراهشان شمشيرى « نكشيده بوديم ، اما خداى در دلهايشان افكنده بود كه آنها را از ولايتهاشان « سوى ما فرستاد ، با بصيرتهاى نافذ و اطاعت خالص كه ظفر مىيافتند و « قرين نصرت بودند و به كمك ترس نصرت مىيافتند . با هر كه مقابل مىشدند « هزيمتش مىكردند و به هر خونىاى مىرسيدند او را مىكشتند ، و خداى « بدين وسيله ما را به نهايت مقصود و كمال آرزومان رسانيد و حقمان را « آشكار كرد و دشمنمان را هلاك كرد ، و ابن ، براى ما از جانب خداى « عز و جل كرمى بود و تفضلى بى آنكه نيرو و قوتى از ما به كار رفته باشد . « و همچنان در نعمت و تفضل خداى بوديم تا وقتى كه اين جوان رشد يافت « و خداى دلهاى ياران ديندارى را كه براى ما برانگيخته بود ، با وى چنان « كرد كه از آغاز كارمان با ما كرده بود كه دوستى وى را در دلهايشان « افكند و ياد وى را بر زبانهاشان روان كرد كه او را به نشان و نام شناختند « و عامه را به اطاعتش خواندند و خاطر امير مؤمنان يقين كرد كه اين كاريست « كه خدا پرداخته و به صورت آورده و بندگان را در آن اثرى و قدرتى و