محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4867
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آرام شدند و قرار گرفتند . عمر بن راشد گويد : ابن عمران و ديگران سواره پيش ابن الربيع رفتند كه در اعوص بود و با وى سخن كردند كه بازگشت و دست وثيق و ابو النار و يعقل و مسعر را ببريد . در اين سال شهر بغداد بنياد گرفت و همان بود كه شهر منصور خوانده مىشد . سخن از اينكه چرا منصور بغداد را بنياد كرد ؟ چنان كه گويند سبب آن بود كه وقتى كار به ابو جعفر منصور رسيد هاشميه را در مقابل شهر ابن هبيره بنياد كرد كه راه در ميانه فاصله بود ، شهر ابن هبيره كه شهر هاشميه ابو جعفر مقابل آن بود بر كنار كوفه بود . منصور شهر ديگرى نيز بيرون كوفه بنياد كرد و آن را رصافه ناميد . وقتى راونديان در شهر هاشميه كه مقابل شهر ابن هبيره بود دبر ابو جعفر بشوريدند سكونت آنجا را ناخوش داشت به سبب آشفتگىاى كه از راونديان آمده بود و هم به سبب نزديكى كوفه كه از مردم آنجا بر خويشتن ايمن نبود و مىخواست از مجاورت آنها دور شود . گويند : ابو جعفر به خويشتن برون شد كه براى شهر محلى بجويد كه آن را محل سكونت خويش و سپاه كند و آنجا شهرى بنياد كند ، در آغاز سوى جرجرايا رفت ، سپس از آنجا سوى بغداد رفت ، سپس سوى موصل رفت و باز سوى بغداد برگشت و گفت : « اينجا اردوگاهى شايسته است . » اينك دجله كه ميان ما و چين مانعى نيست ، در اينجا هر چه به دريا هست به ما مىرسد و از جزيره و ارمينيه و اطراف آن آذوقه به ما مىرسد اينك فرات كه همه چيز از شام ورقه و اطراف بر آن مىآيد . گويد : پس فرود آمد و به نزد صراة اردو زد و شهر را خط كشيد و به هر يك از چهار