محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4632
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بروند . عبد الله چند قدم برفت و مىگفت : « خدايا تا كى در راه تو كشته شويم . » آنگاه بانگ زد : « اى مردم خراسان ، اى خونيهاى ابراهيم ، اى محمد ، اى منصور . » و نبرد در ميانه شدت گرفت . مروان به مردم قضاعه گفت : « پياده شويد . » گفتند : « به بنى سليم بگو پياده شوند . » كس پيش سكسكيان فرستاد كه حمله بريد . گفتند : « به بنى عامر بگو حمله برند . » كس پيش مردم سكون فرستاد كه حمله كنند ، گفتند : « به مردم غطفان بگو حمله برند . » به سالار نگهبانان خويش گفت : « پياده شو . » گفت : « نه ، به خدا خودم را هدف نمىكنم . » گفت : « به خدا با تو بدى مىكنم . » گفت : « به خدا خوش داشتم كه قدرت اين كار را داشتى . » گويد : پس از آن مردم شام هزيمت شدند و مروان هزيمت شد و پل را ببريد . كسانى كه آن روز غرق شدند از كشتگان بيشتر بودند . ابراهيم بن وليد بن عبد الملك از جمله غرقشدگان بود . گويد : عبد الله بن على بگفت تا بر رود زاب پل بستند و غرقشدگان را برون آوردند كه ابراهيم بن وليد از آن جمله بود . عبد الله بن على گفت : « و چون دريا را براى شما بشكافتيم و نجاتتان داديم و فرعونيان را غرقه كرديم و شما مىنگريستيد [ 1 ] » گويد : عبد الله بن على هفت روز در اردوگاه خويش بماند ، يكى از فرزندان
--> [ 1 ] « وَإِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَأَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ 2 : 50 » سورهء بقره آيه 47