محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4831
تاريخ الطبرى ( فارسي )
را ببود ، صبحگاه دوشنبه روى كوه سلع رفت و مدينه را نگريست و كسانى را كه درون و برون آن مىشدند بديد و همه جوانب آن را از سوار و پياده پر كرد ، بجز سمت مسجد ابو الجراح كه در ناحيهء بطحان بود كه آن را براى برون شدن فراريان واگذاشت . محمد نيز با مردم به مقابله آمد . محمد بن زيد گويد : همراه عيسى بوديم ، سه روز جمعه و شنبه و يك شنبه محمد را واگذاشت . زيد وابستهء مسمع گويد وقتى عيسى اردو زد بر اسبى بيامد ، در حدود پانصد - كس اطراف وى پياده مىآمدند ، پيش روى وى پرچمى بود كه همراهش مىآوردند بر روى ثنيه [ 1 ] ايستاد و بانگ زد : « اى مردم مدينه ، خداى خونهاى ما را بر يك ديگر حرام كرده ، سوى امان آييد ، هر كه زير پرچم ما بايستد در امان است ، هر كه به خانهء خويش رود در امان است ، هر كه وارد مسجد شود در امان است ، هر كه سلاح خويش را بيندازد در امان است ، هر كه از مدينه برون شود در امان است . ما را با حريفمان واگذاريد كه يا به سود ما باشد با به سود وى . » گويد : اما به دو دشنامهاى سخت دادند و گفتند : « اى پسر بز ، اى پسر فلان ، اى پسر به همان . » گويد : پس آن روز برفت و روز ديگر بيامد و چنان كرد و او را دشنام دادند و چون روز سوم رسيد با چندان سوار و پياده و سلاح بيامد كه هرگز نظير آن را نديده بودم . به خدا طولى نكشيد كه بر ما غلبه يافت و نداى امان داد و سوى اردوگاه خويش بازگشت . عثمان بن محمد زبيرى گويد : وقتى تلاقى كرديم عيسى شخصا ندا داد : « اى محمد ، امير مؤمنان به من دستور داده با تو نبرد نكنم تا امان را به تو عرضه كنم ، تو
--> [ 1 ] به معنى بلندى و تپهء كوچك است . اما بر كنار مدينه بلندىاى هست به نام ثنية الوداع كه از كثرت استعمال ، صورت نام خاص پيدا كرده است . م .