محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4827
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عليه و سلم . » مصعب بن عثمان زبيرى گويد : وقتى عيسى در اعوص فرود آمد ، محمد به منبر رفت و حمد خدا گفت و ثناى او كرد ، آنگاه گفت : « دشمن خداى و دشمن شما ، عيسى بن موسى در اعوص فرود آمده ، شايسته ترين كسان براى به پا داشتن اين دين ابناى مهاجران نخستينند و ابناى انصار كه هميارى كردهاند . » ابو عمرو ، ادب آموز محمد بن عبد الرحمان ، گويد : از زبيرى كه ابو جعفر او را كشت يعنى عثمان بن محمد شنيدم كه مىگفت : « جمعى به دور محمد فراهم آمده بود كه مانند آن يا بيشتر از آن نديده بودم . چنان پندارم كه يكصد هزار كس بوديم ، وقتى عيسى نزديك رسيد ، محمد با ما سخن كرد و گفت : اى مردم اين مرد نزديك شما رسيده با شما رو لوازم ، من شما را از بيعت خويش رها مىكنم هر كه مىخواهد بماند و هر كه مىخواهد برود . و كسان برفتند و با گروهى به جاى ماند كه زياد نبود . » رشيد بن حيان يكى از بنى قريط كلابى گويد : وقتى محمد قيام كرد مردم را فراهم آورد و به يك جا كرد و گذرگاهها را بست كه كس برون نشود . گويد : وقتى شنيد كه عيسى و حميد بن قحطبه مىآيند به منبر رفت و گفت : « اى مردمان ما شما را براى نبرد فراهم آورديم و گذرگاهها را به رويتان بستيم ، اينك دشمن نزديك شماست ، با شمار بسيار ، فيروزى از جانب خداست و كار به دست اوست ، چنان مىبينم كه اجازه تان دهم و گذرگاهها را به رويتان بگشايم ، هر كه مىخواهد بماند ، بماند و هر كه مىخواهد برود ، برود . » گويد : جمعى از كسان برون شدند كه من جزو آنها بودم ، وقتى به عريض رسيديم كه سه ميلى مدينه بود مقدمهء عيسى بن موسى را ديديم ، نرسيده به فراخناى و مردانشان را به گروه انبوه ملخان همانند كردم . گويد : ما برفتيم و آنها سوى مدينه رفتند .