محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4806

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« تو باشد بگيرد . » گويند : و به جاى عنوان نوشت : از بندهء خدا عبد الله امير مؤمنان به محمد ابن عبد الله . گويند : پس محمد بن عبد الله به دو نوشت : « به نام خداى رحمان رحيم : « از بندهء خدا ، مهدى ، محمد بن عبد الله به عبد الله بن محمد : « ط . س . م اين آيه هاى كتاب واضح است . شمه اى از خبر موسى « و فرعون را درست براى قومى كه باور دارند بر تو مىخوانيم . فرعون « در آن سرزمين تفوق داشت و مردم آن را فرقه ها كرده بود كه دسته اى از « ايشان را زبون مىشمرد و پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را زنده نگه « مىداشت كه وى از تبهكاران بود ولى ما مىخواستيم بر آن كسان كه در آن سر « زمين زبون به شمار رفته بودند منت نهيم و پيشوايانشان كنيم و وارثانشان كنيم « و در آن سرزمين استقرارشان دهيم و به دست آنها به فرعون و هامان و سپاهشان « حوادثى را كه از آن حذر مىكردند بنمايانيم [ 1 ] من نيز همانند امانى را كه « به من عرضه كرده اى به تو عرضه مىكنم كه حق ، حق ماست و شما به نام ما « دعوى اين كار كرده‌ايد و به كمك شيعيان مادر بارهء آن قيام كرده‌ايد و به بركت « ما توفيق يافته‌ايد ، پدر ما على ، وصى بود و امام بود ، چگونه ولايت او را به ارث « برده‌ايد در صورتى كه فرزندان وى زنده‌اند . و نيز مىدانى كه هيچكس « به طلب اين كار بر نيامده كه به نسبت و حرمت و وضع ، و حرمت نياكان همانند ما

--> [ 1 ] طسم ، تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ نَتْلُوا عَلَيْكَ من نَبَإِ مُوسى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ، إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا في الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّه كانَ من الْمُفْسِدِينَ . وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا في الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ في الأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ 28 : 1 - 6 ( سوره طسم ) آيات 1 تا