محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4796
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نوشتم به اين مضمون : « خدا جوانانى را كه « به روز ثنيه نبرد كردند « رحمت كند « كه به دفاع از فرزندان و نسبهاى پاك « نبرد كردند « همه كسان بجز سواران اسدى « از آنجا گريختند . » گويد : و كسان بر اين اشعار چنين افزودهاند : « خداى رحمان « عيسى كشندهء نفس زكيه را « بكشد . » سعيد بن عبد الحميد حكمى انصارى گويد : مكرر از كسان شنيدم كه از مالك ابن انس در بارهء قيام با محمد استفتا كردند و به دو گفتند : « بيعت ابو جعفر به گردنهاى ماست . » گفت : « شما نا بدلخواه بيعت كردهايد و تعهد نا بدلخواه الزام آورد نيست . » گويد : كسان سوى محمد شتابان شدند اما مالك در خانهء خويش بماند . ابن ابى مليكه وابستهء عبد الله بن جعفر گويد : وقتى محمد قيام كرد كس به طلب اسماعيل بن عبد الله بن جعفر فرستاد كه عمرى از وى گذشته بود و او را به بيعت خويش خواند . اسماعيل گفت : « برادرزادهء من ، به خدا كشته مىشوى ، من چگونه با تو بيعت كنم ؟ » گويد : كسان تا حدى از محمد دورى گرفتند و چنان بود كه بنى معاويه به