محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4783
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عيسى گويد : كنيزى از آن خاندان حسن به جعفر بن حسن نگريست و گفت : « جانم فداى ابو جعفر كه چه خوب مردان را مىشناخت كه ترا رها كرد و عبد الله بن حسن را كشت . » سخن از بقيهء حوادثى كه بسال صد و چهل و چهارم بود از جمله حوادث سال آن بود كه ابو جعفر منصور ، فرزندان حسن بن حسن بن - على را از مدينه به عراق برد . سخن از اينكه چرا منصور ، فرزندان حسن را به عراق برد ؟ محمد بن عمر گويد : وقتى ابو جعفر رياح بن عثمان مرى را ولايتدار مدينه كرد به دو دستور داد در جستجوى محمد و ابراهيم پسران عبد الله بن حسن بكوشد و در بارهء آنها غفلت كمتر كند . محمد بن عمر به نقل از عبد الرحمان بن ابى الموالى گويد : رياح در كار جستجوى آنها بكوشيد و سستى نكرد و در اين باب چندان سخت گرفت كه محمد و ابراهيم بيمناك شدند و بنا كردند از جايى به جايى منتقل مىشدند ابو جعفر از جستن آنها سخت دلگير شد و به رياح بن عثمان نوشت كه پدرشان عبد الله بن حسن و برادران وى داود و ابراهيم را با محمد بن عبد الله عثمانى كه برادر مادريشان بود از فاطمه دختر حسين بن على با عده ديگرى از آنها را بگيرد و در بند كند و سوى وى فرستد كه آنها را در ربذه بنزد وى برند . گويد : ابو جعفر آن سال به حج آمده بود . به رياح نوشته بود كه مرا نيز با آنها بگيرد و پيش وى فرستد . مرا وقتى به دست آوردند كه آماده حج شده بودم ،