محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4620
تاريخ الطبرى ( فارسي )
» [ 1 ] يعنى : بدانيد كه هر چه غنيمت گيريد پنچ يك آن از خدا و پيغمبر و خويشان او و يتيمان است . و او جل ثناءه فضيلت ما را معلوم مسلمانان داشت و حق ما و دوستيمان را بر آنها واجب كرد و نصيب ما را از غنيمت بيشتر كرد كه نسبت به ما حرمت و تفضل كرده باشد و خداى داراى تفضل بزرگ است . سباييان گمراه پنداشتهاند ، ديگران به كار رياست و سياست [ 2 ] و خلافت از ما محقترند ، روهايشان زشت باد . اى مردمان ، براى چه و چرا ؟ در صورتى كه خدا كسان را به وسيلهء ما از پس ضلالتشان هدايت كرد و از پس جهالتشان بصيرت داد و از پس هلاكتشان نجات بخشيد و به وسيلهء ما حق را نمودار كرد و باطل را نابود كرد و تباهيشان را به صلاح برد و زبون را رفعت داد و نقص را به كمال برد و پراكندگى را به فراهمى آورد ، تا كسان در كار دين و دنياشان از پس دشمنى به الفت و نيكى و مساوات باز رفتند و در كار آخرتشان « برادران شدند بر تختها رو به روى هم ، [ 3 ] » خدا اين را به محمد عطا كرد صلى الله - عليه و سلم و منت و نعمت وى كرد و چون خداى او را به نزد خويش برد ، يارانش پس از وى به اين كار قيام كردند و « كارشان ما بينشان به شورى بود » [ 4 ] ، ميراث اقوام را به تصرف آوردند و در كار آن عدالت كردند و آن را به جايى كه بايد ، نهادند و به اهلش دادند و از آن سبكبار برون شدند ، آنگاه بنى مروان به پا خاستند و آن را ربودند و ميان خويش دست به دست بردند و خاص خويش كردند و به اهلش ستم كردند ، خداى مدتى مهلتشان داد تا وى را به خشم آوردند و چون به خشمش آوردند به دست ما از آنها انتقام گرفت و حق ما را پسمان داد و به وسيلهء ما امتمان را دريافت و نصرت ما را عهده
--> [ 1 ] سوره انفال آيه 41 [ 2 ] كلمهء متن [ 3 ] إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ 15 : 47 سوره حجر آيه 47 [ 4 ] وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ 42 : 38 سوره شورى آيه 37