محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4264
تاريخ الطبرى ( فارسي )
قويم و دستاويز محكم خداست . اشراف شهر را پيش بخوان و تهديدشان كن كه عقوبت تن خواهند ديد و مصادرهء اموال ، كه هر كس از آنها پيمان يا عهدى با وى دارد ، از او باز مىماند و تنها غوغاييان و عامهء قوم و آنها كه به قيام نياز دارند و از فتنه لذت مىبرند سوى وى مىروند و اينان كسانى هستند كه ابليس را به كار مىگيرند و ابليس به كارشان مىگيرد . اينان را با تهديد پراكنده كن و با تازيانهء خويش بگزشان ، و شمشير براى آنها برهنه كن . بزرگان را بيش از ميانحالان و ميانحالان را بيش از اوباش بترسان . بدان كه بر در الفت ايستاده اى و به اطاعت دعوت مىكنى و به جماعت ترغيب مىكنى و در كار دين خدا مىكوشى ، از كثرت آنها متوحش مباش ، پناهگاه تو كه سوى آن مىروى و نهانگاهت كه از آنجا برون مىشوى اعتماد به پروردگار باشد و خشم به خاطر دينت و حمايت از جماعت و مخالفت با كسى كه مىخواهد اين در را كه خدايشان فرمان داده بدان در آيند ، بشكند و بر سر آن منازعه كند كه امير مؤمنان حجت بر او تمام كرده و حرمت او بداشته و او را فرصت اين دعوى نيست كه حقى داشته يا غنيمتى يا حق خويشاوندىاى ، و دربارهء آن ستم ديده ، جز اينكه امير مؤمنان بيم دارد كه اوباش به چيزى روى آورند كه مايهء تيره روزى و گمراهيشان شود و سبب تلخكامىشان ، كه امير مؤمنان بدينسان حفاظت دين و دفاع از آن را استوار تر مىكند و آسانتر ، كه دوست ندارد كه در امت خويش وضعى آشفته بيند كه مايهء عقوبت و فنايشان شود كه پيوسته مىانديشد و براى رشادشان مىكوشد و از خطرها دورشان مىكند و به هدايتشان مىكشاند و از مهالك بر كنار مىدارد ، چون پدر مهربان نسبت به فرزند و رعايتگر دقيق نسبت به رعيت . بدان كه از جمله حجتهاى تو بر آنها كه به سبب آن در قبال خصومتشان شايستهء نصرت خدايى ، اينست كه مقاصدشان را انجام كرده اى و مقررى فرزندانشان را بداده اى و سپاه خويش را از جاى گرفتن در حريمشان و خانه هاشان منع كرده اى . از اين كار كه در پيش دارى رضاى خدا بجوى كه هيچ گناهى زودتر از سركشى كه شيطان اينان را در آن انداخته