محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4242

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خراسان كند ، در اين باب به هشام نوشت و اجازه خواست . هشام به دو نوشت كه سلمة بن قتيبه كسى است كه در خراسان عشيره ندارد ، اگر عشيره اى آنجا داشت پدرش در خراسان كشته نمىشد . گويند : يوسف همراه يكى از بنى سليم ولايتدارى خراسان را به كرمانى نوشت كه وى در مرو بود كه بيامد و براى كسان سخن كرد : حمد خداى گفت و ثناى او كرد ، سپس از اسد و آمدنش به خراسان و آن محنت و فتنه كه در آن بودند و حادثه ها كه به دست وى رخ داد سخن آورد ، سپس از برادر وى خالد به نيكى سخن آورد و ستايش وى گفت و از آمدن يوسف به عراق سخن آورد و كسان را به اطاعت و پاى بندى به جماعت ترغيب كرد آنگاه گفت : « خدا مرده را بيامرزد - منظورش اسد بود - و معزول را عافيت دهد و آينده را مبارك كند » سپس فرود آمد . در اين سال كرمانى از خراسان معزول شد و نصر بن سيار تغلبى ولايتدار آنجا شد . سخن از خبر اينكه چرا نصر ابن سيار ولايتدار خراسان شد ؟ على بن محمد به نقل از مشايخ خويش گويد : وقتى خبر درگذشت اسد بن عبد الله به هشام رسيد ، با ياران خويش در بارهء يكى كه خراسان را به كار آيد مشورت كردند كه كسانى را به او نمودند و نام آنها را براى وى نوشتند ، از جمله كسانى كه براى وى نوشته شده بود عثمان بن عبد الله شخير بود و يحيى بن حضين رقاشى و نصر بن سيار ليثى و قطن بن قتيبة بن مسلم و مجشر بن مزاحم سلمى از مردم بنى حزام . گويد : در بارهء عثمان بن عبد الله شخير گفتند : وى « شرابخواره است » . مجشر را