محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4219
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« كه در بهشت جاويد « اميد خاندان و مال دارم . » گويد : پس نزديك سى كس با وى بيعت كردند و در جبل جان فروش شد ، آنگاه برفت تا به مبارك رسيد . خالد خبر يافت و گفت : « از همين بيمناك بودم » پس از آن خالد سپاهى سوى وى فرستاد كه در ناحيهء مناذر با وى تلاقى كردند و با آنها نبردى سخت كرد ، آنگاه وى را در ميان گرفتند و بكشتند ، همه يارانش را نيز بكشتند . ابو جعفر گويد : در اين سال ابو شاكر ، مسلمة بن هشام ، سالار حج بود و ابن شهاب زهرى در اين سال با وى حج كرد . در اين سال عامل مدينه و مكه و طايف محمد بن هشام بود . عامل عراق و مشرق خالد بن عبد الله قسرى بود . عامل خالد بر خراسان برادرش اسد بن عبد الله بود . به قولى اسد برادر خالد در اين سال هلاك شد و جعفر بن حنظلهء بهرانى را بر خراسان جانشين كرد . به قولى ديگر اسد بن عبد الله برادر خالد به سال صد و بيستم هلاك شد . عامل ارمينيه و آذربيجان مروان بن محمد بود . پس از آن سال يكصد و بيستم در آمد . سخن از خبر حوادث سال يكصد و بيستم از آن جمله ، غزاى تابستانى سليمان بن هشام بود كه چنان كه گفتهاند سندره را بگشود . و نيز غزاى اسحاق بن مسلم عقيلى بود كه قلعه هاى - تومانشاه را بگشود و سرزمين آن را ويران كرد . و نيز غزاى مروان بن محمد بود به سرزمين تركان . به گفتهء مداينى وفات اسد بن عبد الله در اين سال بود .