محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4523

تاريخ الطبرى ( فارسي )

چنان دانم كه كارشان بالا مىگيرد . اگر نبود كه مولاى منى و از بردگى آزادم كرده اى پيش تو باز نمىگشتم و با آنها مىماندم . » گويد : اين نخستين نبردى بود كه ميان شيعيان و طرفداران بنى مروان رخ داد . در اين سال خازم بن خزيمه بر مروروذ تسلط يافت و كسى را كه از جانب نصر بن سيار عامل آنجا بود كشت و فتح را همراه حزيمة بن خازم براى ابو مسلم نوشت . سخن از خبر فتح مروروذ به دست خازم ابن خزيمه و كشتن عامل نصر بن سيار حسن بن رشيد گويد : وقتى خازم بن خزيمه مىخواست در مروروذ قيام كند كسانى از مردم تميم مىخواستند مانع وى شوند كه گفت : « من يكى از شما هستم ، آهنگ مرو دارم شايد بر آن تسلط يابم ، اگر بر آن ظفر يافتم از آن شماست و اگر كشته شدم از من آسوده‌ايد . » گويد : پس ، از او دست بداشتند كه برون شد و در دهكده اى به نام كنجرستاه اردو زد . نضر بن صبيح و بسام بن ابراهيم نيز از جانب ابو مسلم پيش آنها آمدند و چون شب در آمد خازم به مردم مرو روذ شبيخون زد و بشر بن جعفر سغدى را كه از جانب نصر بن سيار عامل مروروذ بود بكشت ، در اول ذى قعده ، و خبر فتح را همراه خزيمة بن خازم و عبد الله بن سعيد و شبيب بن واج براى ابو مسلم فرستاد . ابو جعفر گويد : اما راوى ديگر بجز اينان كه گفتارشان را ياد كرديم دربارهء ابو مسلم و علنى كردن دعوت و رفتن وى به خراسان و آمدن وى از آنجا و باز رفتنش پس از آمدن از خراسان سخنى بر خلاف گفتار آنها دارد و گويد كه وقتى