محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4521

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نيز با آنها بودند چون زياد بن سيار ازدى از مردم دهكده اى به نام اسبوادق از ناحيهء خرقان و خذام بن عماره كندى از ناحيهء سقادم از دهكده اى به نام اوايق و حنيفة بن قيس ، او نيز از ناحيهء سقادم از دهكده اى به نام شنگره و عبدويه ، جردامذ پسر عبد الكريم از مردم هرات كه گوسفند به مرو مىبرد و حمزة بن زنيم باهلى از ناحيهء خرقان از دهكده اى به نام هتلاد گور و ابو هاشم خليفة بن مهران از ناحيهء سقادم از دهكده اى به نام جوبان و ابو خديجه ، جيلان بن سغدى و ابو نعيم موسى بن - صبيح . گويد : محرز بن ابراهيم همچنان در خندق خويش ببود ، تا وقتى كه ابو مسلم وارد حصار مرو شد . و خندق ماخوان را رها كرد و هنگامى كه در مار سرجس اردو زد و آهنگ نيشابور داشت محرز بن ابراهيم ياران خويش را به دو پيوست . گويد : از جمله رخدادها اين بود كه وقتى ابو مسلم در سفيدنج بود ، نصر بن - سيار يكى از وابستگان خويش را به نام يزيد با سپاهى فراوان براى نبرد ابو مسلم فرستاد و اين پس از هيجده ماه از قيام وى بود . ابو مسلم مالك بن هيثم خزاعى را به مقابلهء وى فرستاد ، مصعب بن قيس نيز با وى بود . در دهكده اى به نام الين تلاقى كردند . مالك آنها را به شخص پسنديده از خاندان پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم دعوت كرد . اما به اين كار گردن ننهادند . مالك كه نزديك دويست كس با خود داشت از آغاز روز تا پسينگاه در مقابل آنها صف بست . گويد : صالح بن سليمان ضبى و ابراهيم بن يزيد و زياد بن عيسى به نزد ابو مسلم آمدند كه آنها را سوى مالك بن هيثم فرستاد كه پسينگاه پيش وى رسيدند و ابو نصر از آنها نيرو گرفت . يزيد وابستهء نصر بن سيار به ياران خويش گفت : « اگر امشب اينان را واگذاريم كمك براى شان مىرسد ، سوى اين قوم حمله بريد . » و چنان كردند .