محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4509

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اردوگاهشان را به غارت داد و از آنها كس در عراق نماند و ابن هبيره بر آنجا تسلط يافت . گويد : مروان بن محمد از خندقها به ابن هبيره نوشت و دستور داد كه عامر ابن ضباره مرى را به كمك وى فرستد . ابن هبيره عامر را با حدود شش يا هشت هزار كس روانه كرد . شيبان و خارجيانى كه همراهش بودند از كارشان خبر يافتند و دو سردار بنام ابن غوث و جون ، با چهار هزار كس به مقابلهء وى فرستادند كه در سن ، نرسيده به موصل با ابن ضباره تلاقى كردند و با وى نبردى سخت كردند و ابن ضباره هزيمتشان كرد . وقتى هزيمتيان رسيدند سليمان گفت از موصل حركت كنند و گفتشان كه ديگر جاى ماندن نيست كه ابن ضباره از پشت ميرسد و مروان مقابل ماست . گويد : پس حركت كردند و از راه حلوان آهنگ اهواز و فارس كردند . مروان سه تن از سرداران خويش را كه يكيشان مصعب بن صحصح اسدى بود و دو ديگر شقيق و عطيف با سى هزار كس به نزد ابن ضباره فرستاد . گويد : شقيق همانست كه خوارج دربارهء او شعرى گفته بودند به اين مضمون : « اى شقيق خواهرت مىداند « كه تو از مستى باز نمىآيى . » گويد : مروان به ابن ضباره نوشت و دستور داد كه خوارج را تعقيب كند و از آنها جدا نشود تا نابودشان كند و ريشهء آنها را برآرد . ابن ضباره همچنان از پى آنها بود تا وارد فارس شدند و از آنجا برون شدند و او به هر كس از دنباله دارانشان مىرسيد وى را از پاى در مىآورد ، تا پراكنده شدند . گويد : شيبان با گروه خويش راه بحرين گرفت و آنجا كشته شد . سليمان نيز با غلامان و مردم خاندان خويش كه همراهش بودند به آهنگ سند به كشتىها