محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4456
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خويش پيش مروان آمد كه با وى بيعت كردند . در اين سال مردم حمص و ديگر مردم شام بر مروان بشوريدند كه با آنها نبرد كرد . سخن از كار مروان و مردم حمص و سبب شوريدنشان ابو هاشم مخلد بن محمد گويد : وقتى مروان پس از فراغت از كار مردم شام به جايگاه خود در حران بازگشت سه ماه بيشتر نگذشت كه مردم شام با وى مخالفت كردند و بر او بشوريدند ، كسى كه آنها را بدين كار خوانده بود ثابت بن نعيم بود كه پيامشان داده بود و مكاتبه كرده بود . گويد : وقتى خبرشان به مروان رسيد بخويشتن به مقابلهء آنها رفت مردم حمص كس پيش كلبيان تدمر فرستادند كه اصبغ بن ذوالهء كلبى با سه - پسرش حمزه و ذواله و فرافصه كه سه مرد بودند و معاويهء سكسكى كه يكه سوار مردم شام بود و عصمة بن مقشعر و هشام بن مصاد و طفيل بن حارثه با نزديك يك هزار از سواران قوم بيامدند و شب عيد فطر سال صد و بيست و هفتم وارد شهر حمص شدند . گويد : مروان در حماة بود و ميان وى و شهر حمص بيش از سى ميل فاصله نبود . صبحگاه عيد فطر خبرشان به وى رسيد و در حركت شتاب كرد ، در آن وقت ابراهيم بن وليد مخلوع و سليمان بن هشام با وى بودند كه پيام فرستاده بود و از او امان خواسته بودند و در اردوگاه وى بودند كه حرمتشان مىداشت و تقرب مىداد و با وى به ناشتا و شام مىنشستند و با موكب او حركت مىكردند . گويد : مروان دو روز پس از عيد فطر به شهر حمص رسيد . كلبيان آنجا بودند و درها را از درون بسته بودند ، مروان نيز با لوازم و سپاهيان خويش بود .