محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4455

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اگر سواران سليم و كعب اينجا بودند « من در بند آنها نبودم « اگر سران بنى تميم اينجا بودند « ما ميراث اولاد نياكانمان را « از دست نداده بوديم « چرا بيعت مرا به سبب مادرم مىشكنند « در صورتى كه پيش از من با دو رگه اى بيعت كرده‌اند « اى كاش داييان من از مردم كلب نبودند « و ولادت من از ديگران بود « اگر من و وليعهدم هلاك شويم « مروان امير مؤمنان خواهد بود . » گويد : آنگاه سفيانى گفت : « دست پيش آر تا با تو بيعت كنم . » و كسانى از مردم شام كه همراه مروان بودند اين را شنيدند . نخستين كسى كه برخاست معاوية بن يزيد ابن حصين بود با سران مردم حمص كه با وى بيعت كردند . گويد : مروان بگفت تا براى ولايتهايشان كسان برگزينند . مردم دمشق زامل ابن عمرو جبرانى را برگزيدند . مردم حمص عبد الله بن شجرهء كندى را برگزيدند . مردم اردن وليد بن معاوية بن مروان را برگزيدند . مردم فلسطين ثابت بن نعيم جذامى را برگزيدند كه از زندان هشام برونش آورده بود و در ارمينيه با وى خيانت كرده بود . پس در بارهء بيعت خويش از آنها پيمانهاى مؤكد گرفت به قيد قسمهاى سخت ، آنگاه به جايگاه خود حران ، بازگشت . ابو جعفر گويد : وقتى شام بر مروان استقرار يافت و به جايگاه خود در حران بازگشت ، ابراهيم بن وليد و سليمان بن هشام از او امان خواستند كه امانشان داد . سليمان كه در آن وقت به تدمر بود با همه برادران و اهل خاندان و غلامان ذكوانى