محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4412

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از نسخه نامه اى كه مروان - ابن محمد به غمر بن يزيد نوشت على گويد : پس از كشته شدن وليد ، مروان به غمر بن يزيد نوشت : « اما بعد ، : اين خلافت از جانب خداست بر طرق نبوت پيمبران و اقامهء شرايع دين وى كه به عهده كردن آن حرمتشان داده و عزيزشان مىدارد و هر كه را نيز عزيزشان بدارد ، عزيز مىدارد و مخالفانشان را كه راهى جز راه آنها گيرند ، مرگ مىدهد ، و همچنان مورد رعايت بوده‌اند به سبب خلافتى كه خداى به آنها سپرده كه قائمى به كمك يارانى از مسلمانان به حق آن قيام كند » . و چنان بود كه مردم شام در كار اطاعت و منع از حرمتهاى خدا و وفا به عهد وى از همه مخلوق خداى بهتر بودند و با بيدين مخالف پيمان شكن منحرف ، از همه سختتر . بدين جهت نعمت خداى بر آنها پياپى شد كه اسلام به آنها معمور شد و شرك مشركان به سبب آنها از پاى افتاد ، اما كار خداى را رها كردند و به پيمان شكنى پرداختند كسانى بدين كار قيام كردند و شعلهء آن را افروختند ، اما دلها از آن بيزار بود . خونيهاى خليفه كسانى از سران بنى اميه‌اند كه اگر چه فتنه آرام شود و كارهاشان سامان گيرد خون وى متروك نماند . اين چيزى است كه خداى مىخواهد و تخلفپذير نيست . « حال و رأى خويش را دربارهء آنچه كرده‌اند نوشته بودى ، من خاموشم تا تغييرى ببينم و به انتقام برخيزم و به خاطر دين خداى كه از دست رفته و فرايض آن كه متروك و مهمل مانده انتقام بگيرم كسانى با منند كه خداى اطاعت مرا در دلهاشان جاى داده و سوى هر چه ببرمشان بيايند و نظيرشان هستند كسانى كه اگر فرصتى بيابند سينه هاشان آكنده است و پر ، انتقام را نوبتى هست كه از جانب خداى آيد و وقتى معين . از محمد و مروان نباشم اگر تغييرى رخ نمايد و به مخالفت قدريان