محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4411
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابو الخطاب گويد : قدامة بن مصعب عبدى با يكى از مردم كنده از جانب منصور بن جمهور پيش نصر بن سيار آمد كه گفت : « امير مؤمنان درگذشته ؟ » گفتند : « آرى . » گفت : « ما جمع شما را منكريم . » گويد : آنگاه هر دو را بداشت و آنها را در گشايش داشت و يكى را فرستاد كه منصور بن جمهور را بديد كه در كوفه سخنرانى مىكرد و نصر آنها را رها كرد و به قدامه گفت : « يكى از مردم كلب ولايتدار شما شده ؟ » گفت : « آرى ، ما ميان مردم قيسيم و مردم يمنى » گفت : « چرا يكى از شما ولايتدار نمىشود ؟ » گفت : « براى آنكه ما چنانيم كه شاعر گويد : « وقتى از ستم اميرى بيم كنيم « روزى ، ابو غسان را بخوانيم « كه اردو زند . » گويد : نصر بخنديد و او را به خويش پيوست . گويد : وقتى منصور بن جمهور به عراق آمد عبيد الله بن عباس را ولايتدار كرد ، يا ولايتدار آنجا بود كه به جايش نگهداشت . شمامة بن حوشب را بر نگهبانى خويش گماشت . حجاج بن ارطاة نخعى را نيز ولايتدار كرد . در اين سال ، مروان بن محمد به غمر بن يزيد برادر وليد بن يزيد نامه نوشت و او را به خونخواهى برادرش وليد ميخواند .