محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4398

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از خبر عزل يوسف بن عمر از عراق و ولايتدارى منصور بن جمهور وقتى مردم شام به اطاعت يزيد بن وليد استوار شدند ، چنان كه گويند عبد العزيز نوادهء دحيهء كلبى را براى ولايتدارى عراق در نظر گرفت . عبد العزيز به دو گفت : « اگر سپاهى با من بود مىپذيرفتم » و يزيد او را واگذاشت و منصور بن جمهور را ولايتدار عراق كرد . ابو مخنف گويد : وليد بن يزيد بن عبد الملك به روز چهار شنبه دو روز مانده از جمادى الاخر سال صد و بيست و ششم كشته شد . كسان در دمشق با يزيد بن وليد بيعت كردند . منصور بن جمهور همانروز كه وليد بن يزيد كشته شد از بخراء سوى عراق روان شد با شش كس ديگر . گويد : خبر وى به يوسف بن عمر رسيد كه بگريخت . منصور بن جمهور چند روز رفته از رجب به حيره رسيد و بيت المالها را بگرفت و مقررى بگيران را مقررى و روزى داد ، حريث بن ابى جهم را بر واسط گماشت . عامل آنجا محمد بن نباته بود . حريث شبانه بر او وارد شد و وى را بداشت و به بند كرد ، جرير بن يزيد را بر بصره گماشت . منصور آنجا ببود و عاملان گماشت و در عراق و ولايتهاى آن براى يزيد بن - وليد بيعت گرفت . گويد : منصور باقيماندهء رجب و شعبان و رمضان را در عراق ببود و چند روز مانده از رمضان از آنجا برفت . اما غير ابو مخنف گويد : منصور بن جمهور بدوى اى بود خشن از تيرهء غيلان . اهل دين نبود و به سبب نظرى كه يزيديهء با غيلانيان داشت و هم به سبب تعصب از كشتن خالد به دو پيوسته بود ، به همين جهت در كشته شدن وليد حضور داشت وقتى يزيد او را ولايتدار عراق كرد به دو گفت : « ترا ولايتدار عراق كردم سوى آنجا