محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4349

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« چون آب باران كه همى روان است « از يادآورى خاندان سعدى چشم بپوش « كه ما به شما رومال بيشتريم « ماييم كه به زور بر كسان سلطه داريم « و ذلت و زبونى را بر آنها تحميل مىكنيم « با نيروى قيسيان ، اشعريان را چنان پايمال كرديم « كه آثار آن هرگز از ميان نرود « اينك خالد است كه ميان ما اسير است « اگر مرد بودند « چرا از او دفاع نكردند « به روزگار پيش بزرگ و سرورشان بود « كه زبونى را چون سايه بر او افكنديم « اگر قبايل نيرومند بودند « برآوردگان آن ياوه نمىشدند « و بى سلاح و اسير « در زنجيرهاى سنگين ما « رها نمىشدند « كنده و سكون چاره جويى نكردند « و سوارانشان از جاى خود برون نشدند « به كمك آنها كسان را درهم كوفته بوديم « و دشت و كوه را به ويرانى داده بوديم « ولى حوادث آنها را بلرزانيد « و درهم شكست و از كار بينداخت »