محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4331
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كه خدا به وسيلهء آن بندگان را از همديگر امتياز داده اطاعت ، سر و اوج و بالا و زمام و ملاك و حافظ و قوام خلافت است كه رستگاران به وسيلهء اطاعت به نزد خداى منزلت يافتهاند و به سبب آن مستحق ثواب شدهاند ، نقمت خداى كه به ديگران مىرسد و دستخوش آن مىشوند و استحقاق خشم و عذاب وى مىيابند ، به سبب عصيان است كه اطاعت را سست مىكند و به تباهى مىبرد و از آن بيرون مىبرد و موجب ادبار و تغيير مىشود . خدا گمراه متكبر كور دل افراط گر را كه از طرق نيكى و پرهيزكارى بگشته هلاك كند . در كارهايى كه رخ مىدهد و به شما مىرسد و دچار آن مىشويد به اطاعت خداى پاى بند باشيد و نيكخواه آن باشيد و بدان چنگ زنيد و سوى آن بشتابيد و در بارهء آن اخلاص كنيد و به سبب آن به خدا تقرب جوييد كه شما ترتيب مقرر خدا را دربارهء اهل اطاعت ديدهايد كه رفعتشان داده و حجتشان را روشن كرده و باطل مخالفان و دشمنان و مزاحمان را كه آهنگ خاموش كردن نور خدا داشتهاند از آنها بگردانيده و عصيانگران دچار توبيخ و تحقير شدهاند و كارشان به هلاكت و زبونى و ذلت و نابودى كشيده ، و اين براى مردم صاحب راى و اندرزپذير عبرت آموز است كه از بداهت آن سود گيرند و به حرمت آن چنگ زنند و تقدير نيك خدا را در بارهء اهل اطاعت بشناسند . خداى كه حمد و منت و فضيلت خاص اوست از پس خلافت كه مايهء نظام كار و قوام امور امت است امت را به بهترين چيزى كه مايهء سلامت و حفظ خونها و پيوستگى الفت و وحدت نظر و استقرار ستون و اصلاح توده و ذخيرهء نعمت دنيا و آخرت است هدايت فرمود و آن پيمانى است كه خداى خليفگان خود را ملهم داشته كه آن را استوار بدارند و براى فيصل امور مسلمانان در بارهء آن بينديشند كه چون براى خليفگان حادثه اى بود ، پناهگاه خطر باشد و مرجع كار و ترميم دريدگى و اصلاح فيما بين و ثبات قلمرو اسلام و قطع وسوسه هاى شيطان كه ياران خويش را به كار تلف اين دين و توسعهء شكاف ميان مردمش و اختلاف جماعتشان وامىدارد و برمىانگيزد اما از خداى جز مكروه نبينند