محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4330

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رغبت يا با كراهت بياييد ، گفتند : به رغبت آمديم . وهم او كه يادش عزيز باد گويد : « * ( وَإِذْ قال رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ في الأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها من يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ؟ قال إِنِّي أَعْلَمُ ما لا - تَعْلَمُونَ 2 : 30 ) * » [ 1 ] يعنى : و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين جانشينى پديد مىكنم ، گفتند : در آنجا مخلوقى پديد ميكنى كه تباهى كند و خونها بريزد و ما ترا به پاكى مىستاييم و ترا تقديس گويانيم ؟ گفت : من چيزها مىدانم كه شما ندانيد . « خداوند بندگان را در زمين به وسيلهء خلافت نگهداشته و آنها را به خلافت سپرده و بندگان ملهم و منصور خويش را به اطاعت خليفه ، نيكروز داشته كه خداى عزيز و الا داند كه هيچ چيز قوام نگيرد و به صلاح نيايد جز به اطاعت آنكه خدا به وسيلهء وى حق خويش را محفوظ مىدارد و امر خويش را اجرا مىكند و معصيت خويش را عقوبت مىدهد و از محارم خويش باز مىدارد و از حريمهاى خويش دفاع مىكند ، هر كه نصيب خويش را از اطاعت داشته باشد ، دوست خداست و مطيع فرمان او كه به رشاد خدا رسيده و از نيكى حال و آينده بهره و راست و هر كه از آن بگردد و از آن بيزارى كند و در بارهء آن مخالفت كند نصيب خويش را تباه كرده و عصيان پروردگار خويش كرده و دنيا و آخرت خويش را به باد داده و از جملهء آن كسان است كه تيره روزى بر او چيره شده و دستخوش اسباب گمرهى شده كه صاحب خويش را به آبگاههاى هولانگيز و هلاكت زشت مىرساند كه خدا در دنيا ذلت و نكبتشان مىدهد و سوى عذاب و حسرت مىبرد . از پس كلمهء اخلاص

--> [ 1 ] بقره آيه 26