محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4164
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و هيجدهم بود غزاى معاويه و سليمان ، هردوان پسر هاشم بن عبد الملك ، به سرزمين روم ، از جمله حوادث سال بود . و هم در اين سال بكير بن ماهان ، عمار بن يزيد را به سرپرستى شيعيان [ 1 ] بنى - عباس به خراسان فرستاد كه چنان كه گويند در مرو جاى گرفت و نام خويش را تغيير داد و خدايش نام گرفت و به سوى محمد بن على دعوت كرد كه كسان به وى اقبال كردند و آنچه را آورده بود پذيرفتند و شنوا و مطيع وى شدند . گويد : پس از آن عمار آنچه را كه بدانشان خوانده بود تغيير داد و دين خرميه آشكار كرد و بدان خواند و زنانشان را به همديگر روا دانست و گفتشان كه اين به دستور محمد بن على است . گويد : خبر عمار به اسد بن عبد الله رسيد و خبر گيران بر او گماشت تا وى را به دست آورد . وقتى عمار را پيش وى آوردند براى غزاى بلخ مهيا شده بود ، وى را از كارش پرسيد . عمار در سخن با وى درشتى كرد . اسد بگفت تا دستش را بريدند و زبانش را بكندند و چشمانش را ميل كشيدند . محمد بن على ، به نقل از مشايخ خويش ، گويد : وقتى اسد در آغاز كار خويش به آمل رسيد ، خداش صاحب هاشميه را پيش وى آوردند كه بگفت تا قرعهء طبيب زبان وى را ببريد و چشمانش را ميل كشيد و گفت : « حمد خداى را كه انتقام ابو بكر و عمر را از تو گرفت . » پس از آن وى را به يحيى بن نعيم شيبانى عامل آمل داد و چون از سمرقند بازگشت به يحيى نوشت كه او را بكشت و در آمل بياويخت .
--> [ 1 ] كلمه متن