محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4115

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به صف و به جمع با تو مقابله نمىكنند ، تو سپاه خويش را پراكنده اى ، مسلم بن عبد الله در نيروذ است و بخترى به هرات ، مردم طالقان به نزد تو نيامده‌اند ، عمارة بن حريم نيز غايب است . » گويد : مجشر به دو گفت : « فرمانرواى خراسان با كمتر از پنجاه هزار از نهر عبور نمىكند . به عماره بنويس سوى تو آيد ، منتظر بمان و شتاب ميار » گفت : « وضع سوره و مسلمانانى كه با وى هستند چگونه مىشود ؟ اگر فقط با مردم بنى مره بودم يا يا شاميانى كه با من آمده‌اند ، عبور مىكردم . » و شعرى خواند به اين مضمون : « مگر او شايسته تر از همه كسان نيست « كه در نبردگاه حضور يابد « و كسان گروهى روى گروه كشته شوند « بهانهء من چيست ؟ بهانهء من چيست ؟ » « اگر با آنها نبرد نكنم « مين پشيت گوشم را بكند » گويد : پس عبور كرد و در كش جاى گرفت و اشهب بن عبيد حنظلى را فرستاد كه وضع قوم را بداند كه باز گشت و گفت : « سوى تو روانند ، براى حركت آماده شود » گويد : تركان خبر يافتند و چاههايى را كه در راه كش بود كور كردند . گويد : جنيد گفت : « كداميك از راهها براى رسيدن به سمرقند مناسبتر است ؟ » گفتند : « راه محترقه ( سوخته ) » مجشر بن مزاحم سلمى گفت : « كشته شدن به شمشير بهتر از كشته شدن با آتش است ، راه محترقه درخت دارد و علف و از سالها پيش كشت نشده و همه روى هم