محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4107
تاريخ الطبرى ( فارسي )
داريم متعرض يكى از زنان شوند و عربان حميت آرند و كارمان به جنگ افتد چنان كه بودهايم . » گويد : پس ، از آنها دست بداشت تا خاقان با تركان برفت و چون نماز ظهر بكردند كورصول دستور حركت داد و گفت : « سختى و مرگ و بيم تا وقتى است كه دو فرسخ برويد ، پس از آن به دهكده هاى پيوسته به هم مىرسيد . » گويد : پس حركت كردند ، چند گروگان از عربان به دست تركان بود كه شغيب - بكرى ، يا نصرى ، و سباع بن نعمان و سعيد بن عطيه از آن جمله بودند پنج كس از تركان نيز بدست عربان بودند كه پشت سر هر يك از تركان يكى از عربان را سوار كرده بودند كه خنجرى همراه داشت و مردم ترك بجز قبا نداشت و بدينسان راه پيمودند . گويد : عجمان به كور صول گفتند : « ده هزار مرد جنگى در دبوسيه هست و بيم داريم بر ضد ما برخيزند . » عربان گفتند : « اگر با شما نبرد كردند ، ما همراه شما با آنها نبرد مىكنيم » پس ، راه پيمودند تا ميان آنها و دبوسيه يك فرسخ يا كمتر بماند و مردم آنجا كه سواران و پرچمها و جمع را بديدند پنداشتند كمرجه گشوده شده و خاقان آهنگ آنها كرده است . راوى گويد : وقتى نزديك آنها شديم ، آمادهء جنگ بودند . كليب بن قنان يكى از بنى ناجيه را به نام ضحاك فرستاد كه بر بابويى تاخت كنان برفت عامل دبوسيه عقيل بن وراد سغدى بود . ضحاك پيش آنها رسيد كه سواران و پيادگان صف بسته بودند و خبر را با آنها بگفت . مردم دبوسيه شتابان بيامدند و كسانى را كه توان پياده رفتن نداشتند يا زخمدار بودند برداشتند . گويد : پس از آن كليب ، كس پيش محمد بن كراز و محمد بن درهم فرستاد كه به سباع بن نعمان و سعيد بن عطيه خبر دهند كه به امانگاه خويش رسيدهاند . آنگاه گروگانها را آزاد كردند . عربان يكى از گروگانهاى ترك را كه به دست داشتند