محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4108

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رها مىكردند و تركان يكى از گروگانهاى عرب را كه به دستشان بود رها مىكردند تا سباع بن نعمان به دست تركان ماند و يكى از تركان نيز به دست عربان بود و هر گروه از خيانت گروه ديگر بيم داشتند سباع گفت : « گروگان ترك را آزاد كنيد » كه او را آزاد كردند و سباع به دست آنها بماند . كور صول به دو گفت : « چرا چنين كردى ؟ » گفت : « به نظرى كه دربارهء من دارى اعتماد كردم و گفتم در چنين كارى خويشتن را از خيانت برتر مىدارى . » گويد : پس كور صول به دو چيز داد و مسلحش كرد و بر يابويى نشاند و پيش يارانش فرستاد . گويد : محاصرهء كمرجه پنجاه و هشت روز بود و چنان كه گويند ، مدت سى و پنج روز شتران خويش را آب ندادند . گويد : و چنان بود خاقان گوسفندانى ميان ياران خويش تقسيم كرد و گفت : « گوشت آن را بخوريد و پوست آن را پر از خاك كنيد و خندقشان را پر كنيد . » گويد : چنان كردند و خندق را پر كردند اما خدا ابرى فرستاد كه بباريد و باران آنچه را افكنده بودند ببرد و در نهر بزرگ انداخت . گويد : گروهى از خوارج نيز با مردم كمرجه بودند كه ابن شيخ وابسته بنى ناجيه از آن جمله بود . در همين سال مردم كردر كافر شدند و مسلمانان با آنها نبرد كردند و ظفر يافتند . و چنان بود كه تركان با مردم كرد كمك كردند و اشرس يك هزار كس به نزد مسلمانانى فرستاد كه نزديك مردم كردر ظفر بودند . عرفجه دارمى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « ما بوديم كه مردم مرو و ديگران را حفاظت كرديم .