محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4065
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« پس ، بالاتر برو » گويند كه بنى معن ازد ، دعوى انتساب باهله دارند ، از شريك بن ابى قبله معنى نيز آوردهاند كه عمرو بن مسلم در انجمنهاى بنى معن مىايستاد و مىگفت : « اگر ما از شما نباشيم پس ما عرب نيستيم » گويد : « وقتى تغلبى ، عمرو بن مسلم را به بنى تغلب منسوب داشت ، گفت : « خويشاوندى را نمىدانم ، اما از شما دفاع مىكنم » گويد : پس ضحاك بن مزاحم و يزيد بن مفضل حدانى برفتند و با نصر بن سيار سخن كردند و او را قسم دادند كه برفت . گويد : پس از آن ياران عمرو بن مسلم و بخترى به نصر حمله بردند و بانگ « اى آل بكر » بر آوردند و به جولان آمدند ، نصر به آنها حمله برد ، نخستين كسى كه كشته شد يكى از مردم باهله بود ، بخترى و زياد بن طريف باهلى با عمرو بن مسلم بودند . گويد : هيجده كس از ياران عمرو بن مسلم در نبرد كشته شدند ، كردان برادر قرافصه نيز كشته شد با مسعد و يكى از بكر بن وائل به نام اسحاق ، بجز آنها كه در كوچه ها كشته شده بودند . گويد : عمرو بن مسلم هزيمت شد و سوى قصر رفت و كس پيش نصر بن سيار فرستاد كه بلعاء بن مجاهد را پيش من فرستد ، وقتى بلغا پيش وى آمد گفت : « اگر مايهء شماتت شنيدن بكر بن وائل نمىشد ، ترا مىكشتم » به قولى ، عمرو بن مسلم را در آسيايى گرفتند و پيش نصر آوردند كه ريسمانى به گردنش بود ، نصر او را امان داد و به او و زياد بن طريف و بخترى گفت : « پيش امير خويش رويد » به قولى ، نصر و عمرو در بروقان تلاقى كردند و از بكر بن وائل و يمنيان سى كس كشته شد . بكريان گفتند : « ما كه به اين مرد تقرب جستيم و منكر قرابت ما شد ،