محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4051

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : مسلم يكى را از جانب خويش بر جنگ ولايت گماشت . گويد . ابن هبيره مردى حريص بود ، يكى از پيشكاران يزيد بن مهلب را كه از كار خراسان و سران آن مطلع بود بگرفت و به زندان كرد و هيچكس از بزرگان آنجا نبود كه وى را متهم نكرد . گويد . ابن هبيره ، ابو عبيدهء عنبرى را با يكى به نام خالد فرستاد و به حرشى نوشت و دستور داد كسانى را كه آن شخص نام برده بود به دو تسليم كند تا از آنها وصول كند ، اما حرشى نكرد و فرستاده ابن هبيره را پس فرستاد . گويد : وقتى ابن هبيره ، مسلم بن سعيد را عامل كرد ، دستور داد آن اموال را بگيرد و چون مسلم بيامد ميخواست كسان را در مورد اموالى كه بدان متهم بودند تعقيب كند . به دو گفتند : اگر با اينان چنين كنى در خراسان آرام نخواهى داشت و اگر اين اموال را بر آنها نهى ، خراسان بر آنها و بر تو تباه شود زيرا اين كسان كه مىخواهى بخاطر اين اموال تعقيبشان كنى ، بزرگان ولايتند كه به ناحق متهم شده‌اند ايشان مهزم بن جابر سيصد هزار دادنى بود ، يكصد هزار بدان افزودند كه چهار صد هزار شد و بيشتر كسانى كه براى تو نام برده‌اند چنانند كه بر ايشان افزوده‌اند . گويد : مسلم اين را به ابن هبيره نوشت و گروهى را فرستاد كه مهزم بن جابر از آن جمله بود . مهزم به دو گفت : « اى امير ، آنچه به تو خبر داده‌اند ستم است و ناحق ، از اين همه اگر راست باشد جز اندكى بر عهدهء ما نيست كه اگر مطالبه كنند پرداخت مىكنيم » ابن هبيره گفت : « خدا به شما فرمان مىدهند كه امانتها را به صاحبانش پس دهيد » [ 1 ] مهزم گفت : « دنبالهء آن را هم بخوان كه « و چون ميان مردم حكم كرديد به

--> [ 1 ] إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها 4 : 58 . سورهء نساء آيه 58