محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4052

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عدالت حكم كنيد » [ 1 ] ابن هبيره گفت : « ناچار بايد اين مال پرداخت شود » گفت : « به خدا اگر آن را بگيرى از مردمى خواهى گرفت كه در كار مقابله و زبون كردن دشمنت نيرومندند ، و اين كار مردم خراسان را از لحاظ لوازم و مركوب و سلاح زيان مىزند ، ما در مرزى هستيم ، در معرض دشمنى كه جنگشان پايانپذير نيست ، يكى از ما چندان آهن مىپوشد كه زنگ آن به پوستش مىرسد ، تا آنجا كه خادمى كه به خدمت يكى درست ، از بوى آهن روى از مولا و مخدم خويش مىگرداند ، شما در ولايتى هستيد مرفه در پوشش نازك و الوان ، كسانى كه به اين مال متهم شده‌اند ، سران مردم خراسان و اهل ولاياتند كه بار سنگين جنگها را مىبرند ، به نزد ما جمعى هستند كه از هر سوى آمده‌اند ، كه بر خران بوده‌اند و ولايتدارى كرده‌اند و اموال را برده‌اند و اينك به نزد آنهاست فراوان و بسيار . » گويد : ابن هبيره گفتهء فرستادگان را به مسلم بن سعيد نوشت و نوشت كه اين اموال را از كسانى كه فرستادگان گفته‌اند به نزد آنهاست بگير . گويد : و چون نامهء ابن هبيره به مسلم رسيد كسانى را كه اموال را به عهده داشتند بگرفت و حاجب بن عمر و حارثى را بگفت تا آنها را شكنجه كند و او چنان كرد و آنچه را كه بدان متهم بودند از آنها بگرفت . در اين سال عبد الواحد نضرى سالار حج بود ، از ابو معشر چنين آورده‌اند ، واقدى نيز چنين گفته است . در اين سال عامل مكه و مدينه و طايف عبد الواحد نضرى بود . عامل عراق و مشرق عمر بن هبيره بود . قضاى كوفه با حسين بن حسن كندى بود . قضاى بصره با عبد الملك بن يعلى بود .

--> [ 1 ] وَإِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ 4 : 58 ( سوره نساء آيه 58 )