محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4027
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد و كار دعوت در آنجا نمايان شد و يكى از مردم بنى تميم به نام عمرو پسر بحير سغدى پيش سعيد خذينه آمد و گفت : « گروهى اينجا هستند كه سخنى زشت از آنها نمودار شده » گويد : سعيد خذينه كس فرستاد كه آنها را بياوردند و گفت : « شما كيستيد ؟ » گفتند : « مردمى بازرگانيم » گفت : « اين چيست كه از شما نقل مىكنند ؟ » گفتند : « نمىدانيم » گفت : « به دعوتگرى آمدهايد ؟ » گفتند : « ما به خويشتن و بازرگانيمان مشغوليم و به اين كار پرداختن نتوانيم » گفت : « كى اينها را مىشناسد ؟ » گويد : جمعى از مردم خراسان كه بيشترشان از طايفهء ربيعه و يمنيان بودند بيامدند و گفتند : « ما اينان را مىشناسيم اگر چيزى ناخوشايند از آنها به تو رسيد ، به عهدهء ما » ، و سعيد آنها را رها كرد . در اين سال ، يعنى سال صد و دوم ، يزيد بن ابى مسلم كه ولايتدار افريقيه بود ، در آنجا كشته شد . سخن از سبب كشته شدن يزيد بن مسلم ولايتدار افريقيه سبب قضيه چنان كه گفتهاند آن بود كه وى مىخواسته بود دربارهء آنها چنان رفتار كند كه حجاج بن يوسف دربارهء مسلمانان شهرنشين كه اصلشان از سواد بود و اهل ذمه بودند و به اسلام آمده بودند رفتار مىكرده بود ، و آنها را به دهكده ها و روستاهاشان پس مىبرده بود و جزيه به گردنشان مىنهاده بود