محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4023
تاريخ الطبرى ( فارسي )
حيان بازگرديد » گفت : « پيكار در راه خدا را بگذارم و بروم ! » گفت : « اى نبطى » گفت : « خدا آب رويت را ببرد » گويد : « كينهء حيان نبطى هنگام جنگ ابو الهياج بود » گويد : سعيد دو بار از نهر عبور كرد ، اما از سمرقند نگذشت بار اول در مقابل دشمن جاى گرفت و حيان وابسته مصقلة بن هبيره شيبانى به دو گفت : « اى امير با مردم سغد نبرد كند » گفت : « نه اين ولايت امير مؤمنان است » گويد : آنگاه ديد كه دودى برخاسته و دربارهء آن پرسش كرد گفتند : « سغديان كافر شدهاند و بعضى از تركان نيز با آنها هستند » گويد : پس با آنها نبرد كرد كه هزيمت شدند و مسلمانان در تعقيب آنها سخت بكوشيدند ، اما منادى سعيد ندا داد : تعقيبشان مكنيد كه سغد پشتيبان امير مؤمنان است ، شما آنها را هزيمت كردهايد ، مگر مىخواهيد نابودشان كنيد ، اى مردم عراق شما بارها با امير مؤمنان نبرد كردهايد اما شما را بخشيده است و نابودتان نكرده است ، و بازگشت . گويد : و چون سال بعد بيامد ، گروهى از بنى تميم را سوى ورغسر فرستاد كه گفتند : « اى كاش با دشمن روبرو شويم و با آنها در آويزيم » گويد : و چنان بود كه وقتى سعيد دسته اى مىفرستاد كه توفيقى مىيافتند و غنيمت و اسير مىگرفتند ، اسيران را پس مىداد و دسته را عقوبت مىكرد . هجرى شاعر در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « سوى دشمنان رفتى « و با بازيچه اى سرگرم بودى