محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3985
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نيز با وى شدند عدى دو درم دو درم بيشتر نمىداد و مىگفت : « روا نيست كه بىاجازهء يزيد بن عبد الملك درمى از بيت المال به شما دهم ، با اين گذران كنيد تا در اين باب دستور بيايد . » گويد : فرزدق در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « پندارم كه مردان دو درمى را « سرنوشتشان سوى مرگ مىكشاند « خردمندتر از همه شان كسى است « كه در كنج خانهء خويش بماند « و بداند كه بىگفتگو « حادثه رخ مىدهد » گويد : بنى عمرو بن تميم ، از جمله ياران عدى ، بيامدند و در مربد جاى گرفتند . يزيد بن مهلب يكى از وابستگان خويش را به نام دارس ، فرستاد كه به آنها حمله برد و هزيمتشان كرد و فرزدق در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « وقتى دارس بانگ زد « عجمان پراكنده شدند « و در مقابل شمشيرهاى بران « صبورى نياوردند « خدا قيسيان را از جانب عدى « ملامت ، سزا مىدهد . « چرا صبورى نياوردند « تا وقتى كه جنگهايى رخ دهد ؟ » گويد : وقتى كسان به دور يزيد بن مهلب فراهم آمدند برون شد و به ميدان بنى يشكر رفت كه نيمه راه ميان وى و قصر بود . بنى تميم و قيس و مردم شام