محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3976

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« * ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا في الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ 28 : 83 ) * » [ 1 ] يعنى : اين سراى آخرت را براى كسانى نهاده‌ايم كه در زمين ، سركشى و فسادى نمىخواهند و عاقبت نيك از آن پرهيزكارانست » . گويد : پيش وى رفتم و ديدم رو به قبله داشت و چشم فرو بسته بود و جان داده بود ، خدايش رحمت كناد . خلافت يزيد بن عبد الملك بن مروان در اين سال يزيد بن عبد الملك به خلافت رسيد . كنيهء وى ابو خالد بود . به گفتهء هشام بن محمد ، در آن وقت بيست و نه ساله بود و چون به خلافت رسيد ابو بكر بن محمد بن حزم انصارى را از مدينه برداشت و عبد الرحمان بن ضحاك فهرى را بر آنجا گماشت كه به گفتهء واقدى به روز چهار شنبه چند روز مانده از ماه رمضان آنجا رفت و عبد الرحمان بن سلمه مخزومى را به قضاوت گماشت . ابو بكر بن حزم گويد : وقتى عبد الرحمان بن ضحاك به مدينه آمد و مرا بر - داشت پيش وى رفتم و سلام گفتم كه به من اعتنا نكرد با خويش گفتم : « اين كاريست كه از قرشيان بر انصار روانست » و به خانهء خويش بازگشتم و از او بيمناك بودم كه جوانى بىباك بود . آنگاه خبر يافتم كه مىگفته بود : « ابن حزم به سبب فرتوتى پيش من نمىآيد ، من از خيانت او خبر دارم » گويد : چيزى كه از آن بيمناك بودم رخ داد و به يقين دانستم كه اين سخن را او گفته بود . گويد : به كسى كه اين خبر را آورده بود گفتم : « خيانت كار من نيست و اهل

--> [ 1 ] سورهء قصص آيه 83