محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3772
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنجا بمانى . » گويند : پس موسى با يكصد و بيست سوار حركت كرد و سوى آمل رفت گروهى از اوباش نيز به وى پيوستند كه جمع وى چهار صد كس شد . كسانى از بنى سليم و از جمله زرعة بن علقمه نيز به دو پيوستند . موسى به طرف زم رفت كه با وى نبرد كردند و بر آنها ظفر يافت و مالى به دست آورد و از نهر گذشت و به بخارا رسيد و از امير بخارا خواست كه وى را پناه دهد ، اما نپذيرفت و از او بترسيد و گفت : « مردى آدم كش است و يارانش نيز چون خود وى اهل جنگ و شرند و از او اطمينان ندارم » اما مقدارى طلا و اسبان و جامه هايى براى او فرستاد . موسى در نوقان به نزديكى از بزرگان بخارا منزلگاه كرد كه به دو گفت : « اقامت اين ديار براى تو نكو نباشد كه قوم از تو بيمناك شدهاند و از تو اطمينان ندارند . » وى چند ماه به نزد دهقان نوقان بماند ، آنگاه حركت كرد و در جستجوى جايى بود يا قلعه اى كه بدان پناهنده شود ، اما به هر شهرى رفت اقامت او را خوش نداشتند و از او خواستند كه از آنجا برود . على بن محمد گويد : پس ، موسى به سمرقند رفت و آنجا اقامت گرفت و طر - خون شاه سمرقند وى را حرمت كرد و اجازهء ماندن داد و چندان كه خدا خواست آنجا بماند . گويد : مردم سغد سفره اى داشتند كه گوشت چرب و نان و كوزهء شرابى بر آن مىنهادند و اين به هر سال يك روز بود و آن را خاص يكه سوار سغد مىنهادند كه جز او كسى بدان نزديك نمىشد و آن روز خوراك يكه سوار سغد بود ، اگر كسى جز وى از آن مىخورد با وى هماوردى مىكرد و هر كس ديگرى را مىكشت سفره از آن وى مىشد . گويد : يكى از ياران موسى گفت : « اين سفره چيست ؟ » كه به دو خبر دادند و خاموش ماند ، آنگاه يار موسى گفت : « آنچه را بر اين سفره هست مىخورم و با يكه -