محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3878

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود كه وقتى مىخفت او را در خواب مىديد كه جامه اش را مىگرفت و مىگفت : « اى دشمن خدا مرا كشتى ؟ » و حجاج مىگفت : « با سعيد بن جبير چه كار داشتم ، با سعيد بن جبير چه كار داشتم . » ابو جعفر گويد : و چنان بود كه اين سال را سال فقيهان مىگفتند كه بيشتر فقيهان اهل مدينه در اين سال در گذشتند . در آغاز سال على بن حسين عليه السلام در گذشت ، پس از آن عروة بن زبير ، پس از آن سعيد بن مسيب و ابو بكر بن عبد الرحمان . در اين سال وليد ، سليمان بن حبيب را در شام به قضاوت گماشت دربارهء كسى كه در اين سال سالار حج بود اختلاف كرده‌اند : به گفتهء ابو معشر به سال نود و چهارم مسلمة بن عبد الملك سالار حج بود . اما به گفتهء واقدى در اين سال عبد العزيز ا بن وليد سالارى حج داشت . و هم او گويد : به قولى نيز مسلمة بن عبد الملك بود . در اين سال عامل مكه خالد بن عبد الله قسرى بود ، عامل مدينه عثمان بن حيان مرى بود ، عامل كوفه زياد بن جرير بود ، قضاى آنجا با ابو بكر بن ابو موسى بود ، عامل بصره جراح بن عبد الله بود . قضاى آنجا با عبد الرحمان بن اذينه بود ، عامل خراسان قتيبة بن مسلم بود ، عامل مصر قرة بن شريك بود ، همهء عراق و مشرق به حجاج سپرده بود . آنگاه سال نود و پنجم در آمد . سخن از حوادثى كه به سال نود و پنجم بود در اين سال عباس بن وليد غزاى روم كرد و خدا سه قلعه را به دست وى بگشود كه چنان كه گفته‌اند طولس بود و مرزبانين و هر قله . و هم در اين سال آخرين قسمت هند گشوده شده بجز كيرج و مندل .