محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3879

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و هم در اين سال به ماه رمضان واسط نىبنيان گرفت . و هم در اين سال موسى بن نصير از اندلس سوى افريقيه رفت و در قصر الماء دو ميلى قيروان قربان كرد . و هم در اين سال قتيبة بن مسلم به غزاى چاچ رفت . سخن از خبر غزاى چاچ على بن محمد گويد : حجاج به سال نود و پنجم سپاهى از عراق فرستاد كه پيش قتيبه رفتند كه به غزا رفت و چون به چاچ رسيد ، يا به كشماهن ، خبر مرگ حجاج به دو رسيد ، به ماه شوال ، كه غمين شد و سوى مرو بازگشت و شعرى به تمثيل مىخواند به اين مضمون : « به دينم قسم كه نيكمردى از خاندان جعفر « در حوران به بندها افتاد « اگر زنده باشى از زندگى خويش ملول نباشم » و اگر بميرى ، از پس مرگ تو زندگى را چه سود » گويد : كسان را نيز پس برد و آنها را پراكنده كرد ، گروهى را در بخارا نهاد ، گروهى را سوى كش و نسف فرستاد ، آنگاه به مرو رفت و آنجا ببود كه نامهء وليد به دو رسيد كه : امير مؤمنان تلاش و كوشش ترا در پيكار دشمنان مسلمانان بدانست ، امير مؤمنان ترا بالا مىبرد و با تو چنان مىكند كه شايستهء تو است . به نبردهاى خويش مشغول باش و در انتظار پروردگار خويش باش و نامه هاى خويش را از امير مؤمنان باز مدار تا چنان شود كه گويى من ولايت ترا و مرزى را كه آنجا هستى مىبينم . » در اين سال حجاج بن يوسف بمرد ، در ماه شوال ، وى در آن وقت پنجاه و چهار ساله بود ، و به قولى پنجاه و سه ساله . گويند : وفات وى در اين سال پنج روز مانده