محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3856
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : قتيبه با كسان سخن كرد و گفت : « خداى اين ولايت را به وقتى كه غزا ميسر بود براى شما گشود ، اينك سغد بىپشتيبان مانده و مردمش پيمانى را كه در ميانه بوده شكستهاند و آنچه را با طرخون بر سر آن صلح كرده بوديم ندادهاند و با آن چنان كردهاند كه خبر داريد و خداى تعالى فرموده : « * ( فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه 48 : 10 ) * » [ 1 ] يعنى : هر كه نقض بيعت كند به ضرر خويش مىكند ! به بركت خداى حركت كنيد كه اميدوارم خوارزم و سغد همانند نضير و قريظه باشد و خداى عز و جل فرموده : « * ( وَأُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها قَدْ أَحاطَ الله بِها 48 : 21 ) * » [ 2 ] يعنى : و غنيمتهاى ديگر كه بدان دست نيافتهايد و خدا بدان احاطه دارد . گويد : قتيبه وقتى به سغد رسيد كه عبد الرحمان با بيست هزار كس پيش از وى آنجا رسيده بود و قتيبه با مردم خوارزم و بخارا پس از سه يا چهار روز از فرود آمدن عبد الرحمان آنجا رسيد و گفت : « و چون به ساحت قومى در آييم بامداد بيم يافتگان چه بد است [ 3 ] . » گويد : يك ماه آنها را محاصره كرد و بارها در حصارشان از يك سوى با آنها نبرد كردند مردم سغد كه از طول محاصره بيمناك بودند به شاه چاچ و اخشاذ فرغانه نوشتند كه اگر عربان بر ما ظفر يابند با شما نيز چنان كنند كه با ما مىكنند ، در انديشهء كار خويش باشيد ، مردم آنجاها همسخن شدند كه سوى سغديان آيند و پيغام دادند كه گروهى را بفرستيد تا عربان را مشغول دارند تا ما به اردويشان شبيخون بريم . گويد : سوارانى از ابناى مرزبانان و يكه سواران و دليران برگزيدند و روانه كردند و گفتندشان كه به اردوى عربان شبيخون بزنند . خبر گيران مسلمانان بيامدند
--> [ 1 ] سوره فتح 48 آيه 10 [ 2 ] سوره فتح آيه 21 [ 3 ] فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ 37 : 177 سوره صافات آيه 177