محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3718

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به ابن اشعث پيوست ، حجاج سوى آنها رفت و كسان با ابن اشعث سوى مسكن رفتند كه بر كنار دجيل بود ، مردم كوفه و فراريان از اطراف سوى وى آمدند و كسان ، به سبب فرار همديگر را ملامت كردن گرفتند و بيشترشان با بسطام بن مصقله پيمان مرگ كردند . عبد الرحمن براى ياران خويش خندق زد و از يك سوى آب انداخت كه جنگ از يك سمت باشد . گويد : خالد بن جرير قسرى با جمعى از سپاهيان كوفه از خراسان پيش وى آمد و پانزده روز از ماه شعبان را به سختى نبرد كردند تا زياد بن غنيم قينى كه عهده - دار پادگانهاى حجاج بود كشته شد و كشته شدن وى حجاج و ياران وى را به سختى متزلزل كرد . ابو جهضم ازدى گويد : حجاج همه شب ميان ما راه مىرفت و مىگفت : « شما اهل اطاعتيد و آنها اهل معصيت ، شما در كار رضاى خدا مىكوشيد و آنها در كار خشم خدا مىكوشند ، خداى را با شما رسمى نكو هست كه در هر نبردى صميمانه بكوشيد و در مقابل آنها صبورى كنيد به دنبال آن نصرت و ظفرتان دهد . صبحگاهان مصممانه سوى آنها رويد كه من در ظفر شك ندارم ان شاء الله » گويد : هنگام سحر ما را آرايش داده بود و چون صبح شد به مقابلهء آنها رفتيم و سخت بجنگيديم . گويد : عبد الملك بن مهلب با گروهى پيش ما آمد كه گروهى به دور وى بود در آن وقت سواران سفيان بن ابرد هزيمت شده بودند حجاج به دو گفت : « اى عبد الملك اين پراكندگان را فراهم آر ، شايد من با آنها حمله برم » و چنان كرد و كسان از هر سو حمله بردند و مردم عراق نيز هزيمت شدند ، أبو البختري طايى و عبد الرحمن بن ابى بليلى كشته شدند پيش از آنكه كشته شوند گفته بودند : « هر دم فرارى شدن براى ما زشت است » و كشته شدند . گويد : بسطام بن مصقله با چهار هزار كس از مردم مصمم كوفه و بصره پيش